عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

233

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها - گفتيم اين كشته را بزنيد بلختى از آن گاو ، عكرمه و كلبى گفتند - از ران گاو لختى به روى زدند . ضحاك گفت . زبان گاو به روى زدند . ابن جبير گفت ضرب بعجب ذنبها ، لانه اصل البدن و اساسه عليه ، ركب الخلق و منه مدة المضغه طولا و عرضا ، لقول النبي صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - « كل ابن آدم يبلى الّا عجب الذنب فانّه منه خلق و فيه يركّب » . ابن عباس گفت - استخوان اصل گوش به روى زدند كه محل حياة است و محل روح و مقتل آدمى ، و قول مختار اينست و تقدير الآية فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها - فضرب فحيّى - آن به روى زدند و بفرمان خداى عز و جل زنده شد ، و فراهم آمد ، و عمه‌زادهء خود را گفت - انت قتلتنى - اين بگفت آن گه بيفتاد و به حال مردگى باز شد . رب العالمين گفت : - كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ - اين آيت حجت است بر مشركان عرب كه اصل بعث را منكر شدند ، و حجت است بر قومى فلاسفه كه بعث اجساد و اعيان را منكراند . فان هذا القتيل احيى بعينه يشخب دما . و روى انّ ابا رزين العقيلى سئل رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كيف - يحيى اللَّه الموتى ؟ قال يا ابا رزين ، أما مررت بارض مجدبة ؟ قال بلى يا رسول اللَّه قال ثم مررت بها مخصبة ؟ قال بلى يا رسول اللَّه - قال كذلك النشور . ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ - اين خطاب با جهودان است . رب العالمين ميگويد پس از آنك آيات و روايات قدرت ما ديديد و لطائف حكمت و عجائب صنعت در مرده زنده گردانيدن و كوه از بيخ بر آوردن و بر زور « 1 » شما بدانستن و آب از سنگ روانيدن و قومى را صورت بگردانيدن - پس از اين عجايب كه ديديد ديگر باره دلهاى شما سخت شد كلبى گفت پس از آنك مرده زنده شد و بگفت كه كيست كشندهء من ، ايشان قبول نكردند و گفتند

--> ( 1 ) زور كذا فى نسخة الف ، و زبر فى نسخة ج .